|
موسیقی 360 - اگر بخواهیم در موسیقی اعتراضی / حماسی / سیاسی سال های پس از انقلاب گشت و گذاری بزنیم به نامی آشنا خواهیم رسید. کسی که همیشه سعی کرده تا با مردم ایران همدردی کند. آثار او به مناسبت های مختلف منتشر می شود. و او کسی نیست به جز حسام که با صدای پرقدرتش فریاد خود را به گوش هموطنانش در سراسر ایران و جهان می رساند. در ادامه مصاحبه حسام فریاد می خوانید. 
موسیقی 360 : ابتدای بحث ، از شما خواهشمندم که خودتون رو معرفی کنید؟ حسام فریاد هستم. خواننده ،سراینده و ملودیست. زاده تهران وماه دیگر بیست و نه ساله می شوم و نبستا نیمی از عمرم را از روی کالبد نه روح در غربت زیسته ام . موسیقی 360 : نخستین بار چه زمانی شروع به فعاللیتهای هنری کردید؟ من از سن 5 سالگی به تشویق و اهتمام پدرم می خواندم .ایشان خود سراینده هستند و صدای خوشی نیز دارند . موسیقی 360 : درصورتی که امکانش وجود دارد شرح کوتاهی از فعالیتهای خود بدهید؟ تا پیش از غربت به گونه ای تجربه و دانش اندوزی بود کما اینکه در غربت نیز دامنه دار شد و هنوز هم که قطره ای هستم دراین دریا . ولی در طی 10 سال کارورزی ترانه به عنوان خواننده ،سراینده و ملودیست در غربت از زمان به جرگه آوازخوانان حرفه ای پیوستن در سن 18 سالگی با آلبوم نهنگ (1999) تا کنون از من و با صدای من 5 آلبوم مستقل و چند آلبوم مشترک با کمپانیهای بزرگ و کوچک ایرانی و اروپایی ایرانی منتشر شده است. که به درستی همین بستر آشنایی با موسیقیدانان و سرایندگانی را فراهم ساخته که چند تن از آنان نیز آموزگاران من در خوانندگی سرایندگی، ملودی سازی و...بوده اند . 
موسیقی 360 : الگوی شما در موسیقی و شعر که بود؟ این پرسش را از این دریچه پاسخ می دهم که الگوی من در وادی هنر پدرم بود ولی هر چه در راستای هنر بیشتر فراگرفتم و گامهای بیشتری در این جاده به پیش برداشتم آن پیش طرح نخستین کامل و کاملتر شد .من در کودکی بسیار موسیقی کلاسیک و مادر ایرانی را دوست داشتم و در نوجوانی به پاپ شیفتگی پیدا کردم و هر چه سنم افزوده می شد به یک آمیزش چند گونه از موسیقی مادر کلاسیک و مدرن دست یافتم که این را مرهون همکاری با اساتید و فرهیختگان متفاوت در زمینه گونه های رنگارنگ موسیقی هستم .در ادبیات نیز مرزی نداشتم از متون ادبی کلاسیک گرفته تا سروده های سپید و یا وزین نو و...اگر منظورتان این است که من می خواستم که شوم؟ من در تلاش بودم همیشه با الهام گرفتن از گوشه های پر توان ادبیات و موسیقی سرزمینمان حال در هر سیاقی در پی قوام سلیقه و بینش یگانه ای باشم برای حسام فریاد. که زندگیش را به تصویر صدا و شعر و ملودی پیوند زده و تفسیر می کند. موسیقی 360 : از همان اول هم با مضامین سیاسی / حماسی فعالیت خود را آغاز کردید؟ خوب این بر می گردد به آلبوم نخست من و اثری که به پیشنهاد دومین آموزگارم در دیار غربت آقای محمد شمس آهنگساز ،تنظیم کننده و رهبر ارکستر به اجرا آن صدا و احساس را سپردم. انگار که به گونه خودکار اثر "نهنگ " مرا با ترانه درد مردم ایران زمین پیوند داد. می دانید من مضمون سیاسی را برای چنین ترانه هایی و یا شاید اغلب آثاری که طی این سالها در این چارچوب اجرا کرده ام نادرست می دانم چراکه این اثر و یا آثار دیگری که من طی این سالها آوازخوان ،سراینده یا ملودیست آن بوده ام آثاریست که تم اجتماعی ، پیشرو و یا اندیشمند دارد و واژه مضمون سیاسی آنرا از ورطه هنر و زیباشناختی به دور و سازمانی و فرمایشی و بی وجهه می کند. ولی درونمایه ها چون اعتراضی بوده می شود حماسی را به کار برد دست کم در برخی از این آثار ،برانگیزاننده و یا قلیانگرا هم واژگانی هستند که نخ نبات این اثار را از هم نخواهند گسست. 
موسیقی 360 : از بازخوانی سرود "ای ایران" هدف خاصی داشتی؟ نه مهربان" ای ایران" سرود ملی پیشین مرزو بوم من است و سرزمین مادری ، کاری که اساتید به حق نسل های پیشتر ما در دوره ویژه ای از تاریخ معاصر میهن ما با همین دلمشغولیهای انسانی که متذکر شده ام و خشم از جولان چکمه دولتهای بیگانه در خیابنهای موتن آن را ساخته اند.وقتی چند سال پیش از این آقای محمد شمس بازخوانی این اثر را که با ارکستر فیلارمونیک پاریس به همراهی ارکستر کوچکی از سازهای ملی خودمان اجرا شده بود به من پیشنهاد کردند نخست سرباز زدم .یک به دلیل اینکه خود را در جایگاه این نمیدیدم که این اثر را اجرا کنم و دوم این که من بیشتر دوست دارم بازخوانی کمتری در کارنامه ام باشد .ولی خوب پس از اجرا که یک برداشت استودیویی هست و آزمایشی و شوربختانه به نِت نیز را راه پیدا کرد و همه گیر شد و مورد مهر هم میهنان قرار گرفت بیشتر با آن کنار آمدم .ورنه اگر از من بپرسید بخش خواننده کار را دوست ندارم ولی تنظیم زیبای اقای شمس را بر پیکره ملودی و سروده جاودان دوزنده یاد استاد پیشکسوت سراینده اثر (حسین گل گلاب ) و آفریننده آهنگ (روح الله خالقی ) بسیار دوست دارم . موسیقی 360 : آهنگساز کارهای شما کیست؟ خودتان هم در زمینه آهنگسازی فعالیت دارید؟ خوب در گذر این سالها من با آهنگسازان تنظیم کنندگان و ملودیست های زیادی همکاری داشته ام ولی چون حس ملودی سازی حتی از کودکی در من بود و با جراحت عمیق غربت اجباری همچون سرایش در من به تبلور رسید هر آن که می گذشت من جدی تر به آن نگاه کردم. ازآلبوم نخستینم تا کنون ملودیهای بسیاری را من خود جاری ساخته ام بر پیکر سروده هایی از خودم ویا دیگر دوستان سراینده در چهار گوشه گیتی .نمونه آثاری که ملودی آنها از ساخته های خودم هست را میتوان غربت عاشقونه غزل امروز خودت تخریب تمنا بانوی من ققنوس و خیلی دیگر از آثار نام برد. موسیقی 360 : ترانه ارایه شده توسط شما ، چه پیوندی با زندگی شخصی شما دارد؟ اگر منظورتان از ترانه همایش سروده و ملودیست که غیر از این هم در تعریف درست و به جای آن نمی تواند باشد بله من در طی این سالها به جز یکی دوکار بیشتر آثار را حتی اگر سروده و ساخته خودم نیز نبوده در آن یک وجه تشابه با پلانی از زیست و درونیات خودم یافته ام که توانستم به خود بقبولانم که آوازخوان آن باشم . یک همروحی غیرمستیقم با شخصیت پرداخته شده در داستان و آن نقاشی ترانه اجرایی . 
موسیقی 360 : سال 1384 ، پس از زلزله بم ، قطعه ای را با نام "سیمرغ" در وصف مردم بم خواندید. همانطور که میدانید ، سیمرغ در ادبیات فارسی از جایگاه والایی برخوردار است. بخصوص که در اشعار خیام بزرگ نیز از آن به عنوان نماد والایی یاد شده است. در اشعار امروزی تر نیز سیمرغ نماد انسان هایی است که از خاکستر خود زندگی تازه ای می گیرند. منظور شما از سیمرغ در این ترانه چه بود؟ می دانید نازنین وقتی می پرسند منظور خواننده از سیمرغ در این ترانه چیست ،بویژه ترانه ای که خود من نیز سراینده آن نبودم و یا حتی ملودی آنرا هم نساخته ام باید افزوده شود که برداشت خواننده که مجری نهایی آن اثر پیشنهادیست از کاراکتر سیمرغ در این داستان چیست که توانسته روح خود را به این اثر پیوند زند و فریاد این چکامه باشد . خوب من همچون متون ادبی ما مردم چامه پرداز چکامه پیشینه و هماره در استعاره و نماد پنداری زیسته ، سیمرغ را پیکره نسلی پنداشتم که از خاکستر خود بر خواهد خواست تا حقیقت خود را آشکار سازد و به اوج و بلندای هستی رسد. نسلی که امروز نیز در میهنمان همین را به درستی بر پرده نقالی تاریخ نقش می بندد. موسیقی 360 : یکی دیگر از ترانه های مشهور شما ، رسول دروغین است ، آیا این ترانه را خطاب به عده خاصی خوانده اید؟ این کار بر می گردد به سال 2001 و گامهای نخست آشناییم با کمپانی نیماد موزیک (یک کمپانی ایرانی ،آلمانی) در آلمان و سومین آموزگارم ،موسیقیدان گرامی آقای نیماد . وقتی که من شدم راوی روایتی که دوست مشترکمان بانو ز.م.آشنا سروده بودند ونیماد جان نیز موسیقی وتنظیم زیبای خویش را بر بستر سروده جاری ساخته بودند. دیدماین کار پیامی در اندرونش به وام دارد، گوشزدی به تمامی رسولان دروغینی که در ادوار تاریخ هماره رسالتی را بر دوش گرفته ،می گیرند و خواهند گرفت و شوربختانه با آن رسالتمندی بر مردم به نیکی نه و به ناروا حکم می رانند . پس شد یک کار برای تمام فصول بویژه فصول بد تاریخ. هر که بد است خود می داند کیست و پایانش چیست !!!نه؟ 
موسیقی 360 : شما همیشه در ترانه هایتان سعی داشته اید یک حس همدردی را ابراز کنید. آیا این قضیه درست است؟ تا چه حد موفق شده اید؟ خوب بله من اصلا ریشه حس جاری در آثارم و آثاری که آوازخوان آن بودم بر می گردد به همدردی و یا هم فریادی با مردمم در مورد هر آنچه که در پیرامونشان میبینند که به ناروا بر آنها جاریست حال می تواند از هر دیدگاهی توضیحی مختص به خود داشته باشد و زبان گویشی این دردها گهگاه با چکیده آلام دردمندان جهان نیز همدرد و همفریاد است . و به واقع رسالت یک کارورز ترانه اندیشمند و پیشرو که دلش به جز آنات شادی و ترقص آدمها برای نکات دیگری اززندگیشان نیز می تپد ، در همین نهفته است ،همین پیامها در سروده ها و موسیقی و صدا .ولی دست یازی به پیروزی و یا ارتباط برقرار کردن با شنونده و یا مخاطب و یا دردمند و دست کم همدرد و به فکر درد دردمندان بر می گردد به پدیده ای به نام رسانه که باید دید تا چه حد صدای من را خواسته و توانسته به مخاطبم برساند.ورنه مردم ما بسیار فرهیخته اند وتفاوت گو نه های ترانه را می شناسند و زمان گوش سپردن به آن را نیز ولی رسانه های ما جایگاه ،خواستگاه و یا انجام وظیفه فرهنگیشان آیا درست است یا نه ؟ موسیقی 360 : آیا شما به سلیقه شنونده کارهایتان اهمیت می دهید؟ بله تا آنجا که کسی که موسیقی و ترانه حسام فریاد را با اشتیاق دنبال می کند پس می داند که در پی چه نوع زبان گویش رسته ادبی سرایشی حتی در زبان عامیانه چه ترکیب ملودی و تنظیمی و چه نوع پژواک صوتی صدایی می گردد. یعنی ما همه اینیم و هنایش اثر باید شناسه های ویژه خود آفریننده را داشته باشد، در هر چه بهتر ساختن و با جهان و به روز شدنش حرکت کردن ، بله تا جایی که به شیرازه پیام ادبی موسیقایی اثر آسیب نرساند سلیقه مخاطب برای من ارزشمند است . موسیقی 360 : در بین جوانان باب است ، که رپ و راک موسیقی های اعتراض هستند. اما شما با نوع عامه پسندتری از موسیقی به نام پاپ اعتراض (فریاد) خود را به گوش شنوندگان می رسانید. ممکن هست که بیشتر در این مورد توضیح بدین؟ ببینید دوست گرامی من چند سالی که پس از سالها در اروپا به کانادا آمدم این 4 سال واپسین ، به یک نوع زبان موسیقایی در اثارم رسیدم که بویژه این سالها همه ساخته ها چون از خودم بود در بازتاب آن زبان تلاش بسیار داشتم .من هم اکنون کاری که یا خود می سازم یا همکار اجرا آن می شوم باید کاری فراقاره ای باشد با تلنگری بر موسیقی مادر خودمان یعنی در گزینش ملودی و یا تنظیم، این برای من حرف نخست را میزند وحالا امکان دارد این به قولی پاپ اعتراضی باشد تا جایی که کارهای اندیشمند است ولی در آن ردپایی از الکترو، کلاسیک، جاز، راک، بلوز اکسپریمنتال، آکوستیک و هر ژانر از موسیقی را می بینید من نمی ایستم که با یک گویش پیامم به گوش مخاطبم نرسد یعنی این هدف من نیست تا جایی که بشود از مرزها گذر می کنم با درایت به اینکه پالوده من رنگی از شالوده موسیقی ایرانی را در نهادش حتما داشته باشد . 
موسیقی 360 : فکر می کنید فریاد اعتراض شما به گوش مردم رسیده باشد؟ قاضی عادل بر این ادعا مردمند و پیامهای پر مهرشان بر روی صفحه های فعال من روی نت. یک گونه ای بویژه در سالهای واپسین خودم را همفریاد موسیقی زیرزمینی ایران می بینم . وصحنه های به جایی را برای حضور خوب این سبکی که کار می کنم در غربت آنگونه که توقعم است نمی بینم .یعنی دست کم یک ارکستر پاپ با توانایی اجرایی یک ارکستر چند قاره ای 10 نوازنده که خوب این هم با این وضع اقتصادی چند سال اخیر در جهان ما دشوار است . موسیقی 360 : با کدام یک از ترانه هایی که تا به حال کار کرده اید ، ارتباط بهتری برقرار می کنید؟ پاسخ دادن این پرسش سخت است چون کارها را نسبتا دوست داشته ام که یا خوانده ام و یا ساخته و سروده و خوانده ام . ولی"غربت"را سالهاست دوست دارم چون هنوز که هنوز است این ترانه مرا به یاد کمپهای پناهندگی در اروپا می اندازد و نوجوانی ام. من از هر استادم یک کار نام می برم به ترتیب آموزگارانم اقای ایرج هیت " مادر " با سروده ای از خودم آقای محمد شمس " نهنگ " و اقای نیماد " خواب گل " . موسیقی 360 : این ارتباط چه نوع ارتباطی است؟ یک همزاد پنداری ادبی موسیقایی یک شخصیت که گهگاه خود من است یعنی وقتی می سرایمش که خودِ خودم است . احساسم را می گرید به شُکوه می رساند و فریاد می کند .میدانید که غم و یا شرنگ بخش جدایی ناپذیر آثار کارنامه من است .یک مالیخولیای خود آزاری ، از راه دور می توانم بگویم بی خیال، نه ؟ ولی اینکاره نیستم بی خیالی کار منی نیست که 14 سال غربت را شبانه روز با روحم در خیابانهای میهن قدم زده ام .میهنی که ارزویم این است دست کم در آنجا از زندگی رخت بر بندم . موسیقی 360 : خودتان چه نوع آهنگ هایی گوش می دهید؟ از چه کسانی؟ با چه سبک هایی؟ و چه مضامینی؟ دست کم به بیست فرهنگ و زبان موسیقی و گونه های رنگارنگش در روز گوش می سپارم هارمونی که نوازشم می کند ملودی که مرا در خود می چرخاند و صدایی که باید بر من ساری شود چون چشمه و به گوش ِ روحم آید در گاه و بی گاه من همچون لا لایی نوازشگری از دور دست . موسیقی 360 : نظرتان در مورد نسل جدید موسیقی در ایران (موسیقی زیرزمینی) چیست؟ با وجود تمام باید نباید ها من به این نسل بسیار امیدوارم . ما اینجا امکانات داریم و آنها آنجا یک اقیانوس ذوق و دانش و سلیقه . ما اینجا دانش داریم ولی سلیقه ها همه زیراکس از یکدیگر و موسیقی کشورهای همسایه به گونه ای که به جوانان میهن نیز ضربه میزند چون ناخود آگاه به اشتباه دست به الهام از منبعی می برند که خود کپی برابر اصل است از جایی دیگر ولی موسیقی زیرزمینی در ایران گهگاه دهان را باز نگاه می دارد از اینکه برابر گروه های خوب همین دنیا ی شش ونیم میلیارد نفری ما پیش می رود ، می تازد و تکنیک و سلیقه خرج می کند ،در میهنم و وانفسای باید نباید با تمام بستگیها به هزار و یک دلیل. از اینجا می گویم همخاکانم ،همتنانم واژه مریزاد ملودی مریزاد هارمونی و اندیشه و فکر مریزاد و دست آخر شهامت و شوق مریزاد . 19- شما هدف خاصی از دنیای موسیقی و هنر داشته اید. قرار بوده که به قله مورد نظرتان برسید. آیا به این قله رسیده اید؟ با بینشی که من داشتم و آمدم و هستم و خواهم بود و روزی هم خواهم رفت تا کام من بر آید . با وجود رسانه نسلی که انگار تا حدی هم سخن من نیست در غربت راه بسیار سختی در پیش بوده و هست، ولی حسام فریاد هنوز هست پس عابر هست اگرچه جاده ناهموار است ، این از دیدگاه همه گیر شدن و زبانزد شدن . ولی ازدیدگاه مجبوبیت خشنودم که به فراخور آشنایی فارسی زبانان کمی نسبتا یا با نام یا با چهره ام همیشه مهر بوده و مهربانی بویژه از مام میهن نشینان ، پس دردامنه قله ام و خواهم رسید. خواسته ام یک جهان است و مردمانش که یکدگر را دوست بدارند و تفاوت بین سیاست و سیاس بودن و آزاده بودن را بدانند . این قله من است .نیل به این قله و فتحش با ما رخ می دهد نه با من .
20- بزرگترین آرزوی شما؟ در میهنم بودن و در کنار هم میهنانم برای آنها از عشق و فردایی روشن خواندن. تو این دنیا هر آواره یه شهر و خونه ای داره یه جا که خاطراتش و میسازه جا نمیذاره خیالش کوله پشتیشه که پُر از باور خویشه تا اونو با خودش داره نمی خشکه ازش ریشه
|